محمد حسينى همدانى نجفى

5

درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )

كه اين موجودات جهانى بعالم ديگر كه ثابت است انتقال بيابند و نتيجه خلف لازم خواهد آمد . از اين نظر محال است كه عالم آخرت عالم ماده و مقدار و كيفيت باشد بلكه مجرد از همه لوازم ماده و جسمانيت خواهد بود و همان مقام عقلانى و تجرد محض است و از نظر اينكه از جمله ضروريات اصول توحيد آنست كه عالم آخرت بشر با بدن خود محشور خواهد شد ناگزير است گفته شود با بدن شبحى و يا مثالى بطورى كه هر كه بدن فردى را مشاهده نمايد تصديق كند كه اين همان فرد و شخص مخصوص است كه در دنيا مىزيسته است . با توجه باينكه صريح آيات كريمه قرآنى حشر در عالم قيامت با بدن همان بدنى كه در دنيا داشته و با تحولات و كمالات زياده بر تصورى كه از جاذبه روح اهل ايمان داشته زيرا همانطور كه روح در عالم برزخ و شهود رو بتكامل و استكمال نهاده در پيرو آن بدن طبيعى خود را كه در اقطار جهان پراكنده و يا در قبور به صورت خاك درآمده لا محاله استفاده خواهد نمود و مجذوب جاذبه روح خود خواهد بود . بعبارت ديگر همانطور مقامات عاليه اهل ايمان در برزخ و شهود پيوسته مشمول نعمت رزق حقيقى و تكامل وجودى هستند طبقات متوسط نيز اين چنين استفاده ارزاق و نعمتهاى و شهود وجودى بيشترى خواهند داشت و همانطور كه اهل ايمان در عالم دنيا و نظام تكليف و عمل پيوسته رو بتكامل هستند . به همين قياس در عالم برزخ و شهود زياده بر قدرت ايمانى و شهود روانى و روحى خواهند داشت . بر حسب آيات كريمه عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ و رزق و تجدد فيض بطور دائم است و از نظر اينكه نفوس با ابدان جسمانى و مادى خود متحد و قوام نفسيّت نفوس بشرى بتعلق به بدن جسمانى و تدبير آن است و رابطه آن دو بطور اضافه مالك بملك خود نيست كه زايد و خارج از حقيقت روح و نفس باشد بلكه قوام و حقيقت نفس به تعلق